غولها و ملخها


موسی، قوم اسرائيل را در بيابان هدايت کرد و به محّل ورود سرزمين موعود رسيد سرزمينی که در آن شير و عسل جاری بود.
در قادش برنيع، ايشان دوازده نماينده از دوازده قبيله را فرستادند، تا سرزمين جديد را به مدّت چهل روز بررسی کنند. ده تن از دوازده نماينده برگشتند وگزارشی منفی ارائه دادند، ليکن دو تن ديگر گزارش خوبی دادند. نامهای اين دو تن يوشع و کاليب بود.
اعداد باب سيزده آيه سی تا سی و سه ميفرمايد،" کاليب، بنی اسرائيل را که در حضور موسی ايستاده بودند، خاطر جمع نموده گفت:«بيايد فوراً هجوم ببريم و آنجا را تصّرف کنيم، چون می توانيم آن را فتح نماييم.» امّا همراهان کاليب گفتند: «ما از عهده اين اقوام نيرومند بر نمی آييم، چون از ما قويترند.» بنابراين، گزارش آنها منفی و حاکی از آن بود که مردمان آن سرزمين آنها را از پای در خواهند آورد. آنها گفتند:« اهالی آنجا قوی هيکل هستند. ما در آنجا عناقی ها را ديديم که از نسل مردمان غول پيکر قديم اند. چنان قد بلندی داشتند که ما در برابر ايشان همچون ملخ بوديم.»
ده تن از دوازده نماينده خود را در مقابل اهالی کنعان که به گفته خودشان غول بودند، همچون ملخ ديدند. ايشان قصدشان اين بود که قطع اميد نموده، وارد سرزمين وعده نشوند.
خداوند نمی توانست از چنين افراد بی ايمانی برای تصاحب سرزمينی که به ايشان داده بود استفاده نمايد. افراد ترسو نمی توانند به برکات خداوند دست يابند. خداوند آنانی که شجاع و دلير هستند و بر او توکّل می نمايند را محترم ميشمارد.
امروزه، مسيحيان بسياری خود را همچون ملخ می بينند. ايشان دشمنان خود را چون غول مينگرند. اينگونه افراد، از دريچه چشمان طبيعت کهنه (طبيعت نفسانی) نگاه ميکنند. مسيحيان می بايستی شرايط و اوضاع خود را از دريچه چشمان روحانی ببينند.
عيسی مسيح همه چيز را برای ما مهيّا نموده تا ما بتوانيم توسط او پيروزی کامل و قطعی داشته باشيم. او اين راه را پيموده است؛ ما فقط بايد اطاعت نماييم.
خداوند ما را خلق نموده تا بر تمامی محدوده هايی که به ما عطا ميفرمايد سلطه داشته باشيم. در (پيدايش باب يک آيه بيست و شش) ما ميخوانيم که، سرانجام خداوند فرمود:« انسان را شبيه خود بسازيم، تا بر حيوانات زمين ، ماهيان دريا و پرندگان آسمان فرمانروايی کند.»
(پيدايش باب يک آيه بيست هفت) پس خدا انسان را شبيه خود آفريد. او انسان را زن و مرد خلق کرد.
(پيدايش باب يک آيه بيست هشت) و ايشان را برکت داده، فرمود:« بارور و زياد شويد، زمين را پرسازيد، بر آن تسلّط يابيد و بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و همه حيوانات فرمانروايی کنيد.
زمانيکه انسان نسبت به خداوند تمرّد ورزيد، قدرت تسلّط بر زمين را بدليل گناهش از دست داد. خداوند برای برقراری اقتدار انسان، يگانه فرزند خود عيسی مسيح را فرستاد، تا تمامی کسانيکه به او ايمان می آورند را تجديد نمايد. آنانی که به مسيح و تدارکات او ايمان دارند، می توانند قدرت شگفت انگيزی که خداوند توسّط خون عيسی مسيح مهيّا نموده است را به اجرا بگذارند.
ما ديگر نبايد خود را چون ملخ بلکه از طريق قدرت روح القدس که در ما و از طريق ما کار ميکند، می بايستی خود را همچون غولهای روحانی بنگريم.
ماداميکه ما خود را ضعيف ببينيم؛ توسط خداوند مورد استفاده قرار نخواهيم گرفت. خداوند طالب مردان و زنانی است که مانند يوشع و کاليب شجاع و نترس باشند.
او مردان و زنان شجاعی را می طلبد که قادر باشند سرزمين هايی که دشمن سعی کرده از قوم خدا بدزدد يعنی سرزمين موعود را پس بگيرند.
توسط خون گرانبهای عيسی مسيح، انسان از لعنت، گناه و تمامی کارهای شرير، رهايی يافته است. بشر آزاد شده است و او ميبايستی همچون يک غول و نه يک ملخ زندگی نمايد.
روحهای ما با عيسی مسيح قيام کرده است و ما اکنون در مسيح خلقتی نو هستيم. ما آزاد شده ايم.
(دوم قرنتيان باب پنج آيه شانزده) بنابراين، از اين پس برادران مسيحی خود را بر حسب ظاهر و مطابق فکر مردم دنيا، قضاوت نکنيد. زمانی من نيز درباره مسيح چنين قضاوت ميکردم و بر اين باور بودم که او يک انسان عادی است. اما اکنون ديگر چنين فکری ندارم.
(دوم قرنتيان باب پنجم آيه هفدهم) کسی که از آن مسيح ميگردد، تبديل به شخص جديدی می شود. او ديگر آن انسان قبلی نيست؛ او زندگی کاملاً تازه ای را آغاز کرده است.
طبيعت قديمی « ملخ » ما از بين رفته و ما کاملاً نو شده ايم. اکنون ما توسط قدرت متعال روح القدس فاتح و پيروز هستيم.
(اول يوحنا باب چهارم آيه چهار) فرزندان عزيزم، شما از آن خدا هستيد و بر مخالفين مسيح غلبه و پيروزی يافته ايد، زيرا در وجود شما کسی زندگی می کند که از هر دشمن مسيح در اين دنيای گناه آلود، قوی تر است.
اکنون مسيح در ما است و اين روح اوست که بر دنيا چيره ميشود. از حال به بعد، ما قادر هستيم هر کاری را از طريق مسيح انجام دهيم که به ما قوّت ميبخشد.
ما ديگر تحت کنترل طبيعت قديمی خود، شرايط، دنيا يا دشمنان نيستيم؛ ما اکنون پسران و دختران خداوند هستيم که توسط روح القدس هدايت ميشوند.
(روميان باب هشتم آيه چهارده) زيرا تمام کسانی که از روح خدا پيروی می کنند، فرزندان خدا هستند.
از آنجايی که ما خلقتهای نو هستيم؛ بايستی با افکار نو زندگی نماييم. ما بايد خدا را سپاس و تمجيد گوييم با علم به اينکه او هميشه با ما است و هرگز ما را ترک نخواهد کرد. ما قوم او و گوسفندان مرتع او هستيم. ما عضو خانواده پرجلال خداوند، عروس مسيح يعنی کليسای خداوند هستيم.
خداوند ما را از ذهنیّت «ملخ وار» رهانيد و ما را به همراه خود در جايگاههای آسمانی قرار داده است.
او مُرد، در قبر گذاشته شد و قيام فرموده، اکنون دست راست خدای پدر نشسته و شب و روز برای مقدّسين خود شفاعت مينمايد. بياييد نگاهمان را به او بدوزيم که در جايگاههای آسمانی نشسته، جايی که غولهای ايمان ساکن هستند. ما ديگر بنده گناه نيستيم، بلکه خادمين خدای تعالی هستيم. بياييد قلب مردانی چون يوشع و کاليب را دارا باشيم که در خطرها شجاع بوده، سرزمين موعود را تصاحب نمودند و اين امر را به واقعيت تبديل کردند تا تمام دنيا آنرا ببينند. بياييد سرزمين موعود را برای خداوند خدايمان پس بگيريم. ما اکنون از طريق خداوند عيسی مسيح، غولهايی هستيم و قادريم در او به پيروزی کامل دست يابيم.
مقاله ای از مجله «رشد کليسا» - نوشته: ديويد يونگی چو
ترجمه: لاله عيسی خانی.

 

 

برگشت به صفحه قبل